تبليغاتX
آموزش مایا 2008

 

آيا مي دانستيد ....

آيا ميدانستيد که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:
Fornication Under Consent of the K ing ( F.U.C.K)
زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
Kan Ghu Ru
که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است.
در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم".
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
خشت: ژوليوس سزار پيک: شاه ديويد
خاج: اسکندر کبير دل: شارلماني

............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:
(
تعداد تلفات 0)
ریشه از این اصطلاح استOK
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟
............ ......... ......... ......... ...
آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟
............ ......... ......... ......... ....
آيا ميدانستيد که: خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟
............ ......... ......... ......... ....
آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟
............ ......... ......... ......... ...
آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟
............ ......... ......... ......... ..
آيا ميدانستيد که: 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟



چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 | 20:22 | saeed |

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت .

 فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت " . مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .

 فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

   " با من بگو از انچه سنگيني سينه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند .


خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند . انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود .


خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي .


اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چيزي در درونش فرو ريخ ت . هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.



چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 | 20:20 | saeed |

عاشق كسی باش كه لایق عشقه نه كسی كه تشنه عشقه زیرا تشنه عشق روزی سیراب میشه

 

سخن از بودن ‌نیست، سخن از ماندن‌نیست، سخن از عمق‌غم است وپریشانی یک‌دل كه در اندوه غريبانه‌ی خویش بی‌صدا می‌شکند ‌وغباری‌ که در اندوه زمان جاری‌است ... سخن از تلخی یک ناپیداست

 

روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاض و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است

 

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم

 

وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............كاش كوچيك مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد هم كه مي زنيم باز كسي حرفمون رو نميفهمه

 



چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 | 20:19 | saeed |

 

براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن

 خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.


چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 | 20:19 | saeed |

توصیه های مکتوب یک استاد چینی زن به شاگردان خود:

 

صبحدم ، قبل از لباس پوشیدن ، عودی روشن کن . کم بخور و هرگز به سیری خود را نرسان . مهمانت را به همان حالتی بپذیر که در تنهایی داری . در حین تنها بودن ، همان رفتار را داشته باش تا چه گفتارهایی از دهانت خارج میشوند ، و هر آنچه که بیان کردی ، هر آنچه که باشد ، عمل کن . هنگامی که با فرصتی مناسب رو به رو شدی ، آنرا از دست مده ، اما قبل از انجام دادنش ، دوباره به آن بیندیش .

در مورد گذشته حسرت پشیمانی به خود راه مده . به آینده نگاه کن . حالت بی باکی قهرمانی را همراه با دل لطیف یک کودک داشته باش .

به محض اینکه وارد بستر شدی ، طوری به خواب رو که گویی خواب آخرین توست .

به محض بیدار شدنت ، بسترت را همچون یک کفش کهنه ترک کن .

اصل و مایه تو هنوز زاده نشده است ، بنا بر این هرگز نخواهی مرد . هستی ای وجود ندارد که نابود شدنی باشد . تهی و جای خالی ای نیست که خلا مطلق باشد – نه رنگ دارد و نه شکل . نه از لذات سرمست میشود و نه دردی حس میکند .

اگر به شدت بیمار هستی ، به عنوان محصل خوبی از ذن ، داری با این بیماری با شهامت رو به رو میشوی . شاید نتوانی بدانی چه کسی واقعا رنج میکشد ، اما از خود بپرس : چه چیز اصل و هستی این اندیشه هاست ؟ فقط به همین بیندیش . به چیز دیگری نیاز نخواهی داشت . هیچ آرزویی نداشته باش . پایان تو بی پایان است . بسان گلوله ای از برف که در فضای صاف محو میگردد.

بودا چنین گفت :

من شکوه و تجمل شاهان و دولتمندان را مانند ذره هایی از خاک میبینم . به گنجهای طلا و سنگ های قیمتی به چشم آجر و کلوخ می نگرم . پوشش های حریر را به دیده رختهای کهنه و مندرس می نگرم . اقلیم های گوناگون کیهان را همچون هسته های یک میوه میدانم ، و بزرگترین دریاچه هندوستان را قطره چکیده از روغن به روی پایم . میبینم که درسهای این جهان چیزی جز شعبده جادوگران نیست . تشخیص میدهم که آزادی ، همچون گویی از طلا در یک رویاست .

راه مقدس به اشراق رسیدگان را بسان گلهایی میبینم که در برابر دیدگان ما می شکفند .تعمق را همچون ستون کوهی میبینم ، و نیروانا{خاموشی مطلق} را کابوس هر ساعت عمر . داوری خوبی و بدی را بسان رقص مار مانند اژدهایی ، و طلوع و غروب باورها و اعتقادات را همچون جای پایی که چهار فصل از خود باقی می گذارند....

زندگی کردن در این دنیا ، در حالی که آدمی با خاک پیمان نبندد ، راه یک دانشجوی حقیقی ذن است . وقتی کار خوبی از دیگری دیدی ، بکوش از او تقلید کنی . به محض متوجه شدن خطای دیگری ، به خود یاد آوری کن که مرتکب آن خطا نشوی . حتی اگر در اتاقی تاریک و تنها هستی ، رفتاری داشته باش که درقبال مهمانی ارجمند در پیش می گیری . احساساتت را بیان کن ، اما نه بیش از آنکه طبیعتت حکم میکند . گنج تو در فقر توست . آنرا با زندگی پر رفاه معاوضه مکن . یک فرد ممکن است ابله به نظر برسد اما در حقیقت امکان دارد که میکوشد خود را زیر نقاب پنهان ساخته باشد .

ارزشها میوه نظامی هستند که فرد به خود می قبولاند ، و از آسمان بسان باران و برف فرو نمی افتد .

اساس هر ارزشی فروتنی است . کاری کن که تو را همسایه هایت کشف کنند ، قبل از آنکه خود را نشان داده باشی .

قلبی پاک و شریف ، هرگز خود را در معرض نمایش قرار نمیدهد . تراوش های چنین قلبی گوهر هایی هستند پر بها که کمتر خود را می نماید و ارزششان بالاست .

برای دانش جویی که صادق باشد ، هر روز ، روز پر برکتی است . درست است که زمان میگذرد ، ولی او هرگز در حرکت عقب نمیماند . نه پیروزی و نه شکست ، هیچیک او را تکان نمیدهد . انتقاد از خود کن ، نه از دیگران . بحث این را نکن که چه چیز درست است و چه چیز نادرست .

بعضی چیزها با اینکه درست بوده اند از جانب نسلهای متعددی به خطا انگاشته شده اند . از آنجا که ممکن است ارزشی درست پس از قرنها رو شود ، لزومی ندارد که انتظار دریافت سپاسی آنی را داشته باشی . در پی هدفی زندگی کن و نتیجه ی آن را به قانون کیهان بسپار . هر روز را در آرامشی اندیشمندانه طی کن

 



چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 | 20:18 | saeed |

لینک دایمتقدیم به زن ذلیلان!

الهی به مردان در خانه ات ... ... ... ... ... ... ... به آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنان که با امر روحی فداک ... ... ... ... ... ... نشینند و سبزی نمایند پاک
به آنان که از بیخ و بن زی ذیند ... ... ... ... ... ... شب و روز با امر زن می زیند
به آنان که مرعوب مادر زنند ... ... ... ... ... ... .. ز اخلاق نیکوش دم می زنند
به آن شیر مردان با پیش بند ... ... ... ... ... ... ... که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنان که در بچه داری تکند ... ... ... ... ... ... ... یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که بی امر و اذن عیال ... ... ... ... ... ... ... نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنان که با ذوق و شوق تمام ... ... ... ... ... ... به مادر زن خود بگویند: مام
به آنان که دارند با افتخار ... ... ... ... ... ... ... ... نشان ایزو نه، زی ذی نه هزار
به آنان که دامن رفو می کنند ... ... ... ... ... ... ... ز بعد رفویش اتو می کنند
به آنان که در گیر سوزن نخند ... ... ... ... ... ... ... گرفتار پخت و پز مطبخند
به آنان قرمه سبزی پزان قدر ... ... ... ... ... ... ... به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل ... ... ... ... ... ... ... ... به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تن های مردان که از لنگه کفش ... ... ... ... ... چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار ... ... ... ... ... ... ... از این زن ذلیلی مکن برکنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص ... ... ... ... ... ... نفرما از این یوغ ما را خلاص

در همین زمینه



چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 | 20:17 | saeed |

salam bache ha bebekhshed badan baraton amozesh maya ro mizaram
09366675068 tel mane metonin beporsen


چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 | 20:57 | saeed |

درد دلهاي يک کودک فهيم‌!

آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچهء غير پاستوريزه ، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نماليد .

خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي دبي شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود.

پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي اندازد ! ، مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش "بول بول بول بول" مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش کني تو شلوارت

مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد

آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي "بچه سوسک مرده" بدهد

پدر محترم ! شير مادر براي رشد و تکامل من لازمه و من هيچ علاقه اي به خوردن شير خشک ندارم ! لطفا شما در مصرف شير با من شريک نشويد

آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا " پووووووف" مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم

سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 | 20:55 | saeed |